اهداء اسماء الهی

امام صادق  علیه السلام   از اجداد طاهرینشان از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  نقل می کنند که پیامبر فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم و به سدرة المنتهی رسیدم، جبرئیل به من گفت: ای محمد! پیش برو. پس من یک قدم جلو رفتم که ناگهان نوری درخشنده و زیبا مشاهده کردم که با دیدن آن از عظمت الهی به سجده افتادم.

پس خداوند به من فرمود: ای محمد! چه کسی را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده ای؟

گفتم: پروردگارا! عادل ترین و صادق ترین و نیکوترین آنها، علی بن ابی طالب  علیه السلام  ، را وصی و وارث و جانشین خود قرار دادم.

پس خداوند متعال به من فرمود: سلام مرا به علی  علیه السلام   برسان و بگو که خشم و غضبت، عزت و بزرگی و رضایت و خشنودی ات حکم من می باشد.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا العلی الأعلی وهبت لأخیک اسماً من أسمائی فسمیته علیاً و أنا العلی الأعلی.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا فاطر السماوات و الأرض وهبت لابنتک اسماً من أسمائی فسمیتها فاطمة و أنا فاطر کل شی ء.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا الحسن البلاء وهبت لسبطیک اسمین من أسمائی فسمیتهما الحسن و الحسین و أنا الحسن البلاء.

ای محمد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من بزرگ و بلند مرتبه هستم؛ به برادرت اسمی از اسامی خود بخشیدم و او را علی نامیدم در حالی که خود علی أعلی هستم.

ای محمد! من همان خدایی هستم که خدایی جز من نیست، و آفرینندة آسمان و زمین هستم؛ به دخترت اسمی از اسمای خود اهدا کردم و او را فاطمه نامگذاری کردم در حالی که خود آفرینندة همة اشیاء می باشم. (فاطر کل شیء).

ای محمد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من حُسن البلاء هستم و به دو فرزندت (حسن و حسین) اسمی از اسمای خود اهدا کردم. پس آن دو را حسن و حسین نامیدم درحالی که خود حسن البلاء هستم.

بعد امام صادق  علیه السلام   فرمودند: چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  این حدیث را برای قریش بیان کردند، آنها در پاسخ گفتند: خداوند به محمد هیچ وحی نکرده است و او اینها را از روی هوای نفس خود می گوید؛ پس خداوند تبارک و تعالی برای رد حرف آنها سورة مبارکة نجم را نازل کرد.(79)

متن روایت:

عن جعفر بن محمد، عن آبائه علیه السلام  ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیلة أسری بی إلی السماء صرت إلی سدرة المنتهی فقال لی جبرئیل: تقدم یا محمد؛ فدنوت دنوة، و الدنوة: مد البصر، فرأیت نوراً ساطعاً فخررت لله ساجداً. فقال لی: یا محمد؛ من خلفت فی الأرض؟ قلت: یا رب؛ أعدلها و أصدقها و أبرها علی بن أبی طالب علیه السلام   وصیی و وارثی و خلیفتی فی أهلی. فقال لی أقرئه منی السلام و قل له إن غضبه عز و رضاه حکم.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا العلی الأعلی وهبت لأخیک اسماً من أسمائی فسمیته علیاً و أنا العلی الأعلی. یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا فاطر السماوات و الأرض وهبت لابنتک اسماً من أسمائی فسمیتها فاطمة و أنا فاطر کل شی ء. یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا الحسن البلاء وهبت لسبطیک اسمین من أسمائی فسمیتهما الحسن و الحسین و أنا الحسن البلاء.

قال: فلما حدث النبی صلی الله علیه و آله و سلم  قریشاً بهذا الحدیث، قال: قوم ما أوحی لله إلی محمد بشی ء و إنما تکلم عن هوی نفسه فأنزل الله تبارک و تعالی تبیان ذلک: وَ النَّجْمِ إِذا هَوی ما ضَلَّ صاحِبُکمْ وَ ما غَوی إلی آخر الآیات.

سند روایت:

با توجه به اینکه راویان موجود در طریق علامه أبوالفتح کراجکی، (متوفای 449 ق)، و علامه سید شرف الدین حسینی در «تأویل الآیات» یکی می باشد، ما به طریق علامه کراجکی بسنده کرده و آن را ذکر می نماییم:

«محمد بن العباس عن أحمد بن هوذة الباهلی، عن إبراهیم بن إسحاق النهاوندی عن عبدالله بن حماد الانصاری، عن محمد بن عبدالله، عن أبی عبدالله جعفر بن محمد عن أبیه، عن جده، عن علی(علیهما السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

در سند این روایت، «ابراهیم بن اسحاق» از کسانی است که ضعیف شمرده شده است(80)، لذا سند روایت به جهت آن ضعیف شمرده می شود، لیکن مفهوم روایت امری است که مؤیدات خوب روایی دیگر برای آن در دست می باشد، بنابراین روایت را با توجه به دلالتش قبول می نماییم.