سزای توهین به رسول اکرم

فيلم موهن

سزای توهين به رسول خدا

اين حكم خداست

رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردى اعرابى ، ماده شترى به چهار صد درهم خريدارى نموده بود، و هنگامى كه اعرابى پول را تحويل گرفت ، فرياد بر آورد: درهمها و شتر، مال من است .

اتفاقا ابوبكر از آنجا عبور مى كرد، پيامبر به ابوبكر فرمود: بين من و اعرابى قضاوت كن !
ابوبكر گفت : اعرابى از شما گواه مى خواهد. عمر نيز از آنجا عبور مى كرد و سخنان ابوبكر را در آن باره تكرار نمود.

 در اين موقع على عليه السلام از دور نمايان گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله به اعرابى فرمود: قبول دارى اين جوان كه مى آيد بين ما قضاوت كند؟

گفت : بلى .

حضرت على آمد، اعرابى ادعاى خود را مطرح كرد.

اميرالمومنين عليه السلام به اعرابى فرمود: شتر را به پيامبر تسليم كن !

اعرابى اعتنا نكرد تا اين كه آن حضرت سه بار گفتار خود را تكرار نمود ولى نتيجه اى نبخشيد، در اين هنگام على عليه السلام اعرابى را با يك ضربه شمشير، دور كرد. پس ‍ اهل حجاز گفتند: كه با آن ضربه ، سر او را پراند و اهل عراق گفتند: عضوى از او را قطع كرد.

و آنگاه على عليه السلام به پيامبر عرضه داشت : يا رسول الله ! ما شما را در وحى تصديق مى كنيم چگونه در چهار صد درهم تصديق ننمائيم ؟!.[1]

و در خبرى آمده : كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به ابوبكر و عمر رو كرده و به آنان فرمود: اين حكم خداست نه آنچه كه شما به آن حكم كرديد.

مؤ لّف :

گرچه اميرالمومنين عليه السلام از صنايع حيرت آور خدا و نفس پيغمبر است و محال است كه آن دو و ديگران به مقام و منزلت او برسند همچون ثرى و ثريا الا اين كه آنان به قدر ساير صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله هم توجه نداشته اند. و اين خزيمه بن ثابت است كه در نظير چنين قضيه اى براى پيامبر گواهى ناديده داد، و پيامبر به وى فرمود: چگونه گواهى ناديده مى دهى ؟

عرضه داشت : يا رسول الله ! ما شما را در وحى و اخبار آسمانى تصديق مى كنيم ، چگونه ممكن است در خبرهاى زمين تصديق ننمائيم . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهيش را پذيرفت و يك شهادتش را جاى دو شهادت قرار داد و به همين جهت ذوالشهادتين لقب يافت .

قابل توجه علماي اسلام

جايي که اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليهما السلام براي دروغ بستن به رسول خدا گردن آن مرد اعرابي را به خاطر توهين مي زند

علماي اسلام چرا براي توهين به اين بزرگي ساکت مانده و فقط به فرياد زدنهاي بيهوده و تظاهرات هاي بي نتيجه بسنده مي کنند

بيانيه دادن و نامه دادن ميتينگ گرفتند و هزار هزار پلاکارد رنگا رنگ نوشتن هاي بي مصرف به چه کار اسلام و مسلمين و دفاع از رسول خدا مي خورد؟ نمي دانم؟

آيا فتواي قتل سلمان رشدي باعث نشد که غرب به غلط کردن بيفتد و لااقل سالانه ميلياردها دلار صرف کند تا حمايت از اين سگ کثيف بنمايد؟

چرا توپ هميشه در زمين مسلمانان باشد

حکم قتل کارگردانان و سناريو نويسان و بازيگران اين فيلم موهن باعث مي شود که ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمانان خصوصا رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم توهين کند

علما پس مرجعيت شما به چه کار اسلام مي آيد

آيا هنوز در غسل جنابت و حيض و نفاس يا احکام نکاح و حرمت لواط و دزدي و غيره مانده ايد و نمي خوايد از پايه گذار اين دين و مکتب دفاع کنيد

به فرموده امام خميني (ره)

علما به داد اسلام برسيد

 

سکوت و خواب و به فکر منافع دنيايي بودن بس است

 



[1] -   مناقب ، سروى ، ج 1، ص 490 برگرفته از کتاب: قضاوتهاى اميرالمومنين على عليه السلام

( مولف : آيه الله علامه حاج شيخ محمد تقى تسترى )

ادامه نوشته

شهادت امیرالمومنین

فزت و رب الکعبه

تهدمت والله ارکان الهدی

قتل علی المرتضی

شیعیان تسلیت

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام1

امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در آینه معراج

نویسنده :علیرضا زکی زاده رنانی

 

ملائکه به صورت امیرالمؤمنین علی علیه السلام 

علامة مجلسی در بحار الأنوار می فرماید:

و در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  برای اصحاب خود چنین فرمودند: شب معراج در هر آسمانی ملکی را به صورت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام   می دیدم. پس جبرئیل به من گفت:

ای محمد! چون ملائکة آسمان اشتیاق زیادی به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   داشتند خداوند هم برایشان ملکی را در هر آسمان به صورت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   خلق کرد تا ملائکه با او مأنوس باشند و با او انس گیرند.

 

 

سفارش پیامبر به ابن عباس:

یابن عباس! احذر أن یدخلک شک فیه، فإنّ الشک فی امیرالمؤمنین علی علیه السلام   کفر بالله تعالی.

ای ابن عباس! بترس از اینکه در فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام   شک کنی، که شک در فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام  ، کفر به خداوند تبارک و تعالی است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام2

خداوند با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   حرف می زد

صدایی کز پس آن پرده بشنود

بعینه چون صدای مرتضی بود

تعالی الله از این قدر و از این جاه

که گوید از زبانش حرف الله

عبدالله بن عمر می گوید به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  عرض کردم: یا رسول الله! خداوند در شب معراج به چه لغت و زبانی با شما حرف می زد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: خداوند مرا با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   مخاطب قرار می داد، پس خداوند خود مرا الهام کرد که پرسیدم: پروردگارا! من با تو حرف می زنم یا با علی؟!

در اینجا خداوند متعال فرمود: ای احمد! من با هیچ چیزی قیاس نشوم و با چیزهای شبیه اشیاء هم وصف نمی شوم.

تو را از نور خودم خلق کردم و امیرالمؤمنین علی علیه السلام   را از نور تو، و می دانم که تو چقدر امیرالمؤمنین علی علیه السلام   را دوست می داری و محبوب قلبت می باشد پس با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   با تو حرف زدم تا قلبت آرامش پیدا کند(3)

 

متن روایت:

عن عبدالله بن عمر قال سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  و سئل بأیِّ لُغة خاطبک ربک لیلة المعراج؟ قال: خاطبنی بلغة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام   فألهمنی أن قلت: یا رب أنت خاطبتنی أم امیرالمؤمنین علی علیه السلام  ؟ قال: یا أحمد؛ أنا شی ء لا کالأشیاء لا أقاس بالناس ولا أوصف بالشبهات بالأشیاء، خلقتک من نوری و خلقت علیاً علیه السلام   من نورک، فاطلعت علی سرائر قلبک فلم أجد إلی قلبک أحب إلیک من امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام   فخاطبتک بلسانه کیما تطمئن قلبک.

سند روایت:

در نقل سند این روایت، اکثر کتب معتبر شیعی و حتی برخی کتب عامه آن را به طریق خوارزمی (م568 ق) از کتاب «المناقب» نقل نموده اند که آن طریق چنین می باشد:

«أخبرنا أبوالقاسم نصر بن محمد بن علی بن زیرک المقری، أخبرنا والدی أبوبکر بن محمد، قال أبوعلی عبدالرحمان بن محمد بن احمد النیسابوری، حدثنا أحمد بن محمد بن عبدالله النانجی البغدادی، حدثنا بن محمد بن جریر الطبری، حدثنی محمد بن حمید الرازی، حدثنا العلاء بن الحسن الهمدانی، حدثنا أبومخنف لوط بن یحیی الأزدی، عن عبدالله بن عمر».

اگرچه در این روایت ارسال می باشد چون ابامخنف اصلاً عبدالله بن عمر را درک نکرده است(5) و در مورد برخی راویان آن، از جمله محمد بن حمید الرازی(6) اختلاف است، لیکن چون بیشتر علما این حدیث را در کتب معتبرة خود آورده و آن را رد ننموده اند، روایت مورد قبول است.

شیخ حرّ عاملی (صاحب وسائل الشیعه)، بعد از قبول روایت در مورد آن گوید: «این روایت دلالت روشنی دارد به این که امیرالمؤمنین علی علیه السلام   برترین مردم بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  است.»(7)

و نکتة زیبای این روایت این است که: «این روایت جزء یکی از اخبار پنج گانه ای است که 27 نسل (معروف به حدیث سلسلة الآباء) آن را متصلاً نقل کرده اند.(8)

و این یکی دیگر از خصوصیات حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   می باشد که در هیچ یک از اخبار شیعه و سنی نظیری برای آن نمی باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام3

علی بن ابی طالب علیه السلام   امیرالمؤمنین است

ابن عباس می گوید: به خدا قسم ما به علی بن ابی طالب علیه السلام  ، امیرالمؤمنین نگفتیم تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  او را امیرالمؤمنین نامیدند.

به اینکه روزی در مدینه کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  بودیم که حضرت علی علیه السلام   آمد و به پیامبر سلام کرد و پیامبر هم در جواب او فرمودند: و سلام بر تو ای امیرالمؤمنین.

در این هنگام من از این کلام پیامبر تعجب کردم و به پیامبر گفتم: آیا این لقبی که به علی علیه السلام   دادید از روی محبت شما به علی علیه السلام   است، یا اینکه دستوری است از طرف خدا؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: به خدا قسم هیچ چیزی دربارة علی علیه السلام   نگفته ام، مگر اینکه آن را با چشم خود دیده ام.

سؤال کردم: ای رسول خدا، در مورد امیرالمؤمنین علی علیه السلام   چه دیده اید؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که مرا به آسمان بردند بر هیچ دری از درهای بهشت نرفتم، مگر اینکه روی آن در نوشته شده بود:

«علی بن ابی طالب علیه السلام  ، امیرالمؤمنین است؛ هفتاد هزار سال قبل از اینکه حضرت آدم علیه السلام   خلق شود».(9)

متن روایت

عن عکرمة، عن ابن عباس، قال: والله ما سمینا علی بن أبی طالب علیه السلام   أمیرالمؤمنین حتی سماه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. کنا نحن مارین فی أزقة المدینة یوماً إذ أقبل علی بن أبی طالب علیه السلام  ، فقال: السّلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته فقال: وعلیک السلام یا أمیرالمؤمنین، کیف أصبحت؟ فقال: أصبحت و نومی خطرات و یقظتی فرغات و فکرتی فی یوم الممات. قال ابن عباس: فعجبت من قول رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  فی علی علیه السلام  . فقلت: یا رسول الله؛ ما الذی قلت فی ابن عمی، أحباً له أم شیئا من عند الله؟ قال: لا والله ما قلت فیه شیئاً إلاّ رأیت بعینی. قلت: و ما الذی رأیت یا رسول الله؟ قال: لیلة أسری بی فی السماء ما مررت بباب من أبواب الجنة إلّا و رأیت مکتوباً علیه: «علی بن أبی طالب أمیرالمؤمنین من قبل أن یخلق آدم بسبعین ألف عام».

سند روایت

سند این روایت را علامة مجلسی از خط شهید و آن نیز از قطب الدین کیدری نقل کرده و قطب الدین نیز آن را از نقل عاصمی در کتاب «زین الفتی» به نقل از معمر، از زهری، از عکرمه و او نیز از ابن عباس نقل کرده است.

این نکته را نیز متذکر می شوم تنها مصدری که این روایت را نقل نموده است کتاب بحار الأنوار علامة مجلسی می باشد و در مصادر متأخرین از علامه نیز نقل چنین روایتی دیده نمی شود. به هر حال در مورد نامگذاری حضرت علی علیه السلام   به «امیرالمؤمنین» توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شکی وجود ندارد، چرا که روایات دیگری نیز بر آن دلالت دارد و اگرچه در مورد فقرة اخیر روایت(10) شکی وجود داشته باشد، ولی آن نیز مطلبی است که نمی توان به سادگی در مورد آن اظهار نظر دقیق نمود و یا آن را رد کرد، چرا که آن مربوط به خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) می باشد و به آسانی نمی توان در مورد روایات آن اظهار نظر نمود. والله العالم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام4

حضرت علی علیه السلام   سید مولاست

ابی اسماعیل از ابی نون روایت می کند که: بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  مردی از فرزندان داود علیه السلام   که بر دین یهود بود وارد مدینه شد و مردم را ماتم زده و اندوهگین یافت. از گروهی پرسید که چه شده است و چرا همه اندوهگین هستید؟

گفتند: به خاطر وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  می باشد.

آن مرد یهودی گفت: وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در همین روز، در کتاب مقدس ما هم ذکر شده است.

آنگاه یهودی گفت: مرا به سوی جانشین پیامبر راهنمایی کنید، می خواهم چند سؤال از او بکنم. آن گروه گفتند: همین جا کمی منتظر باش تا تو را به کسی راهنمایی کنیم که هرچه سؤال کنی جواب آن را دریابی.

در این هنگام حضرت علی علیه السلام   از در مسجد وارد شد و مردم هم به آن مرد یهودی گفتند: این همان شخصی است که هرچه سؤال کنی جوابت را می دهد.

پس مرد یهودی بلند شد و به سوی حضرت حرکت کرد و گفت: آیا تو علی بن ابی طالب علیه السلام   هستی؟

حضرت فرمود: بله، خداوند تو را مورد رحمت خود قرار دهد.

یهودی دست حضرت را گرفت و حضرت را بر روی زمین نشانید و گفت: می خواهم چهار سؤال از شما بکنم تا مرا راهنمایی کنید، آیا اجازه می دهید آنها را مطرح کنم؟

حضرت فرمود: سؤال کن إن شاء الله جوابت را می دهم.

«فقال أخبرنی عن أوّل حرف کلّم اللّه به نبیک لمّا أسری به و رجع عن محل الشرف … !»

مرد یهودی اولین سؤال را مطرح کرد که: اولین حرفی که با آن خداوند متعال در شب معراج با پیامبر تکلم کرد چه بود؟

حضرت فرمودند: اما اولین حرفی که خداوند با آن پیامبرش را مورد خطاب قرار داد، آن قول خداوند تبارک و تعالی در قرآن است که درسورة بقره می فرماید:

آمن الرسول بما أنزل الیه من ربه(11).

مرد یهودی گفت: این اولین حرف نبوده و من سؤالم راجع به این سؤال نبود. حضرت به او فرمودند: آنچه تو می خواهی از اسرار است.

مرد یهودی گفت: باید آن راز را برایم بگویی در این صورت تو خلیفه و جانشین پیامبر نیستی، و من دنبال کسی می گردم که جوابم را دهد که آن به حق، جانشین پیامبر خواهد بود.

حضرت به او فرمودند: اگر آن راز را برایت بگویم اسلام می آوری؟

یهودی گفت: بله، اسلام می آورم.

حضرت فرمودند: در شب معراج چون پیامبر خواست از آن جایگاه بلند الهی به مقام جبرئیل (سدرة المنتهی) برگردد یک ملکی ندا داد: ای محمد! همانا خداوند مدام بر تو سلام و درود می فرستد و می گوید: سلام و درود مرا به سید مولا برسانید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  پرسیدند: پروردگارا! سید مولا کیست؟

خداوند متعال فرمود: علی بن ابی طالب علیه السلام  .

پس یهودی حرف حضرت را تصدیق کرد و گفت: این را در کتاب داود علیه السلام   دیده ام.(12)

متن روایت

لمّا توفی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  دخل المدینة رجل من أولاد داود علیه السلام   علی دین الیهود، فوجد الناس متفزّعین مغمومین. فقال: ما شأنکم؟ قالوا: توفی رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم. فقال: أما إنّه توفی فی الیوم الذی هو مذکور فی کتابنا، ثم قال أرشدونی إلی خلیفة نبیکم. قالوا: تنتظر قلیلاً حتی نرشدک إلی من یخبرک بما تسأل، فأقبل أمیرالمؤمنین علیه السلام   من باب المسجد، فقالوا علیک بهذا الغلام فإنّه یخبرک عمّا تسأل. فقام إلیه و قال له أ أنت علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال نعم، یرحمک اللّه، و أخذ بیده و أجلسه. و قال أردت أن أسأل هؤلاء عن أربعة حروف فأرشدونی إلیک، فعن إذنک أسألک. فقال له سل عمّا بدا لک، فإنّی أخبرک إن شاء اللّه تعالی.

فقال أخبرنی عن أوّل حرف کلّم اللّه به نبیک لمّا أسری به و رجع عن محل الشرف...!

فقال علیه السلام   أمّا أوّل حرف کلّم اللّه عزّ و جلّ نبینا صلی الله علیه و آله و سلم  به فهو قوله تعالی آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ. فقال لیس هذا أردت، ولا عنه سألت. فقال علیه السلام   إنّ الأمر الذی ترید مستور. فقال أخبرنی بالذی هو، و إلاّ فما أنت هو. فقال له إذا أنبأتک تسلم. قال نعم.

فقال: إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم  لمّا رجع عن محل الشرف و الکرامة لیلة الإسراء رفع له الحجاب قبل أن یصیر إلی مقام جبرئیل علیه السلام  و نادی ملک یا محمّد صلی الله علیه و آله و سلم  إنّ اللّه یقرئک السلام و یقول لک اقرأ علی السید المولی منّی السلام. فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم  مَن السید المولی؟ فقال علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال الیهودی صدقت إنّی لأجده مکتوبا فی کتاب داود علیه السلام  .

سند روایت:

سند این روایت، به نقل علامة مجلسی از کتاب «صفوة الأخبار»، از ابی اسماعیل از أبی نون می باشد و به نقل از کتاب «الغیبه» محمد بن ابراهیم نعمانی چنین است: «أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعید، قال: حدثنا حمید بن زیاد من کتابه وقرأته علیه، قال: حدثنی جعفر بن إسماعیل المنقری، عن عبدالرحمن ابن أبی نجران، عن إسماعیل بن علی البصری، عن أبی أیوب المؤدب، عن أبیه، قال…».

در این اسناد، «جعفر بن اسماعیل منقری» دچار ضعف می باشد. از او در کتب رجالی تعبیر به «کان غالیا کذّابا» شده است. و لذا به سند روایت نمی توان تکیه نمود.(13)

و امّا مفهوم روایت:

در مورد سلام خداوند بر حضرت علی علیه السلام   مؤیدات روایی دیگری در دست می باشد، لیکن مضمون فعلی روایت (سلام خدا بر سید مولا) مطلبی است که تنها در این روایت ذکر شده است و البته آن نیز امری نیست که معارض روایی داشته باشد و یا مخالف با حکم عقل باشد و لذا روایت را با توجه به مفهوم و دلالتش می توان قبول نمود.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام5

سؤال تمام ملائکه در مورد علی علیه السلام 

قبض روح علی علیه السلام   دست خداست؛ علی علیه السلام   در زیر عرش الهی ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من دربارة علی بن ابی طالب علیه السلام   سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام   از اسم من مشهورتر است.

پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام  ، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام   را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.

پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟

جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام   است.

جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام   نیست بلکه ملکی از ملائکة خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام   خلق کرده است.

پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام   می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام   در پیشگاه خداوند دارد.(14)

متن روایت

عن ابن عباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: لمّا أسری بی إلی السماء ما مررت بملإ من الملائکة إلا سألونی عن علی بن أبی طالب علیه السلام   حتی ظننت أن اسم علی فی السماء أشهر من اسمی. فلما بلغت السماء الرابعة نظرت إلی ملک الموت، فقال لی: یا محمد؛ ما خلق الله خلقا إلا أقبض روحه بیدی ما خلا أنت و علی علیه السلام   فإن الله جل جلاله یقبض أرواحکما بقدرته.

فلما صرت تحت العرش نظرت فإذا أنا بعلی بن أبی طالب علیه السلام   واقفا تحت عرش ربی، فقلت: یا علی سبقتنی؟ فقال لی جبرئیل علیه السلام  : یا محمد؛ من هذا الذی یکلمک؟ قلت: هذا أخی علی بن أبی طالب علیه السلام  . قال لی: یا محمد؛ لیس هذا علیاً و لکنه ملک من ملائکة الرحمن خلقه الله علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام   فنحن الملائکة المقربون کلما اشتقنا إلی وجه علی بن أبی طالب علیه السلام   زرنا هذا الملک لکرامة علی بن أبی طالب علیه السلام  علی الله سبحانه.

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن احمد شاذان قمی در کتاب «مئة منقبة» طریق خود را نسبت به این روایت چنین بیان می کند(15) «حدثنا أبوالقاسم جعفر بن محمد بن مسرور اللحام(16)قال: حدثنی الحسین ابن محمد، قال: حدثنی أحمد بن علویه المعروف بابن الاسود الکاتب الاصبهانی(17) قال: حدثنی إبراهیم بن محمد، قال: حدثنی عبد الله بن صالح، قال: حدثنی جریر بن عبدالحمید، عن مجاهد، عن ابن عباس».

علامة کراجکی رحمة الله در کتاب کنز الفوائد در مورد این روایت می فرماید: «این روایتی است که اصحاب حدیث بر نقل آن اتفاق دارند

با توجه به این که روایت نیز از نظر سندی نیز قابل اعتماد می باشد.

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام6

خداوند عزوجل شیفتة علی علیه السلام   است

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: چون شب معراج به آسمانها برده شدم و از آنجا به سدرة المنتهی، در پیشگاه حضرت حق قرار گرفتم.

حضرت حق از من سؤال کرد که: ای محمد! من خلقم را مورد آزمایش قرار داده ام، در میان آنها چه کسی بیشتر مطیع توست؟

حضرت جواب دادند: پروردگارا! علی علیه السلام  .

ندا رسید: تو را تصدیق کردیم ای محمد، آیا برای خودت جانشینی اختیار کرده ای تا مسائل تو را ادا کند و بندگانم را در آنچه از کتابم نمی دانند آموزش دهد؟ گفتم: خداوندا، برایم اختیار کنید و جانشینم را معلوم کنید که آنچه برایم اختیار کنید همان است که خود اختیار کرده باشم.

خداوند فرمود: همانا حضرت علی علیه السلام   را برای تو اختیار کردم، پس او را وصی وجانشین خود قرار ده که او را از دانش و صبر خود چشانیده ام. و او به حق امیرمؤمنان (امیرالمؤمنین) است که احدی را قبل از او و بعد از او شایستة چنین مقامی نیست.

ای محمد! علی نشانة هدایت است و پیشوای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست نور دوستان من و همان است که متقین را ملزم به آن کرده ام. هرکس او را دوست بدارد در حقیقت مرا دوست داشته است و هر کس که با او بغض و دشمنی داشته باشد، در حقیقت با من بغض و دشمنی دارد.

پس ای محمد! این بشارت ما را به علی علیه السلام   برسان که من مبتلا و شیفتة اویم. «لولا علی لم یعرف حزبی ولا أولیائی ولا أولیاء رسلی»؛ اگر علی علیه السلام   نبود، دوستان من، و دوستان پیامبران من شناخته نمی شدند.(18)

متن روایت:

قال علی : علیه السلام  قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء ثم من السماء إلی سدرة المنتهی وقفت بین یدی ربی عزوجل، فقال لی: یا محمد؛ قلت: لبیک و سعدیک. فقال: قد بلوت خلقی فأیهم وجدت أطوع لک؟ قال: قلت: رب علیاً ! قال: صدقت یا محمد؛ فهل اتخذت لنفسک خلیفة یؤدی عنک و یعلم عبادی من کتابی ما لا یعلمون؟ قال: قلت اختر لی فإن خیرتک خیرتی. قال:

قد اخترت لک علیاً فاتّخذه لنفسک خلیفةً و وصیاً و نحلته علمی و حلمی و هو أمیرالمؤمنین حقاً لم ینلها أحد قبله و لیست لأحد بعده.

یا محمد؛ علی علیه السلام   رایة الهدی و إمام من أطاعنی و نور أولیائی و هی الکلمة التی ألزمتها المتقین. من أحبّه فقد أحبنی و من أبغضه فقد أبغضنی، فبشره بذلک یا محمد.

فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: قلت ربی فقد بشرته فقال علی علیه السلام   أنا عبدالله و فی قبضته إن یعاقبنی فبذنوبی لم یظلمنی شیئا و إن یتم لی وعدی فالله مولای. قال: قلت: اللهم اجل قلبه واجعل ربیعة الإیمان به. قال قد فعلت ذلک به یا محمد غیر أنی مختصة بشی ء من البلاء لم أخص به أحدا من أولیائی. قال: قلت: ربی أخی و صاحبی قال قد سبق فی علمی أنه مبتلی لو لا علی لم یعرف حزبی و لا أولیائی و لا أولیاء رسلی.

سند روایت:

سند روایت به نقل از شیخ طوسی در کتاب «الأمالی» چنین می باشد:

«أخبرنا ابن الصلت، قال: أخبرنا ابن عقدة،(19)

قال: أخبرنا محمد بن هارون الهاشمی قراءة علیه، قال: أخبرنا محمد بن مالک بن الابرد النخعی(20)

، قال: حدثنا محمد بن فضیل بن غزوان الضبی، قال: حدثنا غالب الجهنی، عن أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جده، عن علی بن أبی طالب(علیهما السلام)»؛

اگرچه طُرقی دیگر برای این روایت ذکر شده است، ولی به طریق و سند ذکر شده اکتفا نموده و آن را بررسی می نماییم. که با بررسی سند این روایت، می توان به خوبی درجة وثاقت والای آن را تشخیص داد، و آن را قبول نمود.

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام7

ملائکه به صورت علی علیه السلام 

علامة مجلسی در بحار الأنوار می فرماید: درمنابع روایی شیعه، روایاتی داریم که خداوند متعال ملائکه را به شکل و صورت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و حضرت علی علیه السلام   و جمیع ائمه(علیهما السلام) خلق کرده است.

و در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  برای اصحاب خود چنین فرمودند: شب معراج در هر آسمانی ملکی را به صورت علی بن ابی طالب علیه السلام   می دیدم. پس جبرئیل به من گفت:

ای محمد! چون ملائکة آسمان اشتیاق زیادی به حضرت علی علیه السلام   داشتند خداوند هم برایشان ملکی را در هر آسمان به صورت حضرت علی علیه السلام   خلق کرد تا ملائکه با او مأنوس باشند و با او انس گیرند.(21)

و باز در روز جنگ بدر که قرآن می فرماید: «ما سه هزار ملک به یاری شما فرستادیم…»(22) روایت شده که همة آن ملائکه به صورت حضرت علی علیه السلام   بودند تا اینکه در قلب کفار از دیدن روی حضرت علی علیه السلام   ترس بیشتری ایجاد شود. (23)

متن روایت:

وقد روی الرواة من أصحابنا أن الله خلق ملائکة علی صورة محمد صلی الله علیه و آله و سلم  و علی علیه السلام   و جمیع الأئمة(علیهما السلام).

وکان النبی صلی الله علیه و آله و سلم  حدث أصحابه بأنه رأی لیلة المعراج فی کل سماء ملکاّ علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال جبرئیل: یا محمد؛ إن ملائکة السماء کانوا یشتاقون إلی علی علیه السلام   فخلق الله لهم ملکاً فی کل سماء علی صورته لیستأنسوا به.

ولا یخفی أن یوم بدر کانت الملائکة المنزلون لنصرة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  کلهم کانوا علی صورة علی علیه السلام   لیکونوا فی قلوب الکفار أهیب...».

سند روایت:

قسمت اول روایت: حسن بن سلیمان کوفی در کتاب «المحتضر» خود از کتاب محمد بن العباس بن مروان و او از أحمد بن هوذه(24)

و او از ابراهیم بن اسحاق از عبدالله بن حماد از ابن بکیر از حمران از امام باقر علیه السلام   این روایت را نقل نموده است.

در این روایت «ابراهیم بن اسحاق» دارای ضعف می باشد(25)

و لذا سند ذکر شده ضعیف محسوب شده و نمی توان بدان اعتماد نمود. هر چند که از نظر مفهوم، آن را بتوان پذیرفت و قبول کرد.

قسمت دوم روایت: در قسمت «ملائکه و نگاه به حضرت علی علیه السلام  » مبحث آن می آید.

قسمت سوم روایت: روایات زیادی در کتب معتبر بر این معنا نقل شده است و می توان مؤید برای آن باشد. در «مناقب» ابن شهر آشوب با استناد از عامر بن سعد، در «الخرائج و الجرائح» راوندی، «بحار» علامة مجلسی و در مدینة المعاجز علامة بحرانی نیز این روایت ذکر شده است.

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام8

طینت واحد و مقام دوستان حضرت علی علیه السلام 

ابن عباس می گوید: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در حالی که حضرت علی علیه السلام   را مخاطب خود قرار داده بود، می گفت:

ای علی! همانا خداوند تبارک و تعالی بود و هیچ چیزی هم به جز او نبود، پس خداوند متعال من و تو را از نور جلال و عظمت خودش خلق کرد و ما مقابل عرش پروردگار عالم مشغول تسبیح «سبحان الله»، و تحمید «الحمدلله»، و تهلیل «لا اله الاّ الله» گفتن او بودیم و این قبل از آن بود که خداوند آسمانها و زمین را خلق کند.

پس چون خداوند اراده کرد که حضرت آدم را خلق کند، من و تو را از طینت واحدی از علیین خلق کرد و ما را با نور خود عجین کرده و در همة انوار و نهرهای بهشت قرار داد.

پس خداوند حضرت آدم علیه السلام   را خلق کرد و این طینت و نور را در صلب او به ودیعه و امانت گذاشت. و هنگامی که خداوند حضرت آدم علیه السلام   را خلق کرد، ذریه و فرزندان او را حاضر کرد و آنها را به نطق واداشت که از آنها بر ربوبیت خود اقرار گیرد. و اولین کسانی که اقرار به ربوبیت خداوند نمودند، من و تو بودیم و بعد از ما هم پیغمبران دیگر بر حسب درجه و رتبه شان، به ربوبیت خداوند متعال اقرار کردند.

آنگاه خداوند متعال فرمود: ای محمد و ای علی! شما در اقرار به ربوبیت من صادق هستید و در طاعت من از همة خلقم پیشی گرفته اید و من این را از علم خود می دانستم. پس شما برگزیدگان من از میان خلقم هستید و ائمه(علیهما السلام) هم از ذریة شما دو بزرگوار می باشند و آنها شیعیان شما می باشند و ما هم این چنین آنها را مثل شما خلق کردیم. (یعنی با نور خود و طینت علیین و…).

در ادامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای علی! این طینت در صلب آدم بود و نور من و تو در بین دو چشم او قرار داشت، پس این نور از چشم حضرت آدم به چشم پیامبران منتقل شد تا اینکه این نور و طینت، به صلب عبدالمطلب رسید و به دو قسم تقسیم شد. آنگاه خداوند متعال مرا از نصف آن خلق کرد و مرا رسول و نبی قرار داد و تو را هم از نصف دیگر خلق کرد و وصی و جانشین قرار داده شدی.

پس آنگاه که من در کنار عظمت پروردگار متعال بودم و به مقام قاب قوسین أو أدنی رسیدم، خداوند متعال به من فرمود: ای محمد! در میان خلقم چه کسی بیشتر مطیع توست؟

گفتم: خدواندا! علی بن ابی طالب علیه السلام  . پس خداوند عزوجل فرمود: ای محمد؛ حضرت علی علیه السلام   را جانشین و وصی خود قرار بده که من او را برگزیدة خود قرار دادم.

ای محمد! قبل از اینکه چیزی را خلق کنم اسم تو و علی را بر روی عرش خود نوشتم. محبت خاص من بر شما و بر کسانی است که شما را دوست می دارند و از شما اطاعت می کنند. و هرکس که شما را دوست بدارد و از شما اطاعت کند از مقربان درگاه من خواهد بود و هرکس هم که منکر ولایت شما شود و به کلام شما اعتنایی نکند، او از زمرة کافران و گمراهان خواهد بود.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به حضرت علی علیه السلام   فرمودند: ای علی! من و تو از یک طینت واحد می باشیم و تو در دنیا و آخرت حق دارترین مردم نسبت به من هستی و فرزندان تو، فرزندان من هستند؛ و شیعیان تو، شیعیان من؛ و دوستان شما، دوستان من؛ و تو و شیعیان و دوستارانت در بهشت کنار من خواهید بود.(26)

متن روایت:

ابن عباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  و هو یخاطب علیاً علیه السلام   و یقول: یا علی؛ إن الله تبارک و تعالی کان ولا شی ء معه فخلقنی و خلقک روحین من نور جلاله فکنّا أمام عرش رب العالمین نسبح الله و نقدسه و نحمده و نهلله و ذلک قبل أن یخلق السماوات و الأرضین. فلمّا أراد أن یخلق آدم خقنی و إیاک من طینة واحدة من طینة علیین و عجننا بذلک النور و غمسنا فی جمیع الأنوار و أنهار الجنة ثم خلق آدم و استودع صلبه تلک الطینة و النور، فلمّا خلقه استخرج ذریته من ظهره فاسْتنطقهم و قررهم بالربوبیة فأول خلق إقراراً بالربوبیة أنا و أنت و النبیون علی قدر منازلهم و قربهم من الله عز و جل. فقال الله تبارک و تعالی: صدقتما و أقررتما یا محمد و یا علی؛ وسبقتما خلقی إلی طاعتی و کذلک کنتما فی سابق علمی فیکما فأنتما صفوتی من خلقی و الأئمة من ذریتکما و شیعتکما و کذلک خلقتکم. ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یا علی؛ فکانت الطینة فی صلب آدم و نوری و نورک بین عینیه فما زال ذلک النور ینتقل بین أعین النبیین و المنتجبین حتی وصل النور و الطینة إلی صلب عبدالمطلب فافترق نصفین فخلقنی الله من نصفه و اتخذنی نبیاً و رسولاً و خلقک من النصف الآخر، فاتخذک خلیفة و وصیاً و ولیاً. فلما کنت من عظمة ربی کقاب قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی قال لی: یا محمد؛ مَن أطوع خلقی لک؟ فقلت علی بن أبی طالب علیه السلام   فقال عز و جل: فاتخذه خلیفة و وصیاً فقد اتخذته صفیاً و ولیاً.

یا محمد؛ کتبت اسمک و اسمه علی عرشی من قبل أن أخلق الخلق. محبةً منی لکما و لمن أحبکما و تولاکما و أطاعکما، فمن أحبکما و أطاعکما و تولاکما کان عندی من المقربین و من جحد ولایتکما و عدل عنکما کان عندی من الکافرین الضالین.

ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم  : یا علی؛ فمن ذا یلج بینی و بینک و أنا و أنت من نور واحد و طینة واحدة فأنت أحق الناس بی فی الدنیا و الآخرة و ولدک ولدی و شیعتکم شیعتی و أولیاؤکم أولیائی و أنتم معی غدا فی الجنة.

سند روایت:

این روایت را سید شرف الدین حسینی استرابادی (متوفای 965 ق) در کتاب «تأویل الآیات فی فضایل العترة الطاهرة» و نیز علامة مجلسی در کتاب «بحار» به نقل از شیخ صدوق در کتاب معراجش نقل نموده اند که روایت نیز مرفوعه می باشد؛ پس از حیث سند نمی توان روایت را مورد بررسی قرار داد، چرا که آن مرفوعه و ضعیف می باشد؛

و امّا از حیث دلالت:

اگرچه به سادگی نمی توان در مورد روایات خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) اظهار نظر نمود، لیکن روایات بسیاری در مورد خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) در کتب روایی شیعه وجود دارد که آنها را نمی توان نادیده گرفت؛ به هر حال در این روایت ما جانب احتیاط را رعایت کرده و نظر چندانی در مورد آن نمی دهیم، اگرچه تعبّداً آن را تلقی به قبول می نماییم.